تبلیغات
.:: رفع الله رایت العباس ::. - اتل متل راحله ...
.:: رفع الله رایت العباس ::.
 
تاریخ : سه شنبه 29 تیر 1389 | نویسنده : علی علوی
سلام

امروز براتون شعر های ابوالفضل سپهر رو

آوردم. نظر یادتون نره


اتل متل راحله
اخموی بی حوصله
مامان چرا گفت بگیر از پدرت فاصله دلش هزار تا راه رفت بابا خسته كاره ؟
مامان چرا اینو گفت ؟
بابا دوستش نداره ؟

اتل متل راحله
اخموی بی حوصله
مامان چرا گفت بگیر از پدرت فاصله دلش هزار تا راه رفت بابا خسته كاره ؟
مامان چرا اینو گفت ؟
بابا دوستش نداره ؟ باید اینو بپرسه
اگه خسته كاره پس چرا بعضی وقتا
تا نیمه شب بیداره ؟
نشونه بیداریش
سرفه های بلنده شش ماه پیش تا حالا
بغض می كنه ، می خنده شاید اونو نمی خواد اگه دوستش نداره
پس چرا روی تختش عكس اونو میذاره ؟
با چشمای مریضش عكس و نگاه میكنه قربون قدش میره
بابا ، بابا می كنه با دست پر تاولش آلبومی رو كه داره از كنار پنجره ور می داره می آره با دیده پر از اشك آلبومو وا می كنه رفیقای جبهه رو همش صدا می كنه آلبوم عكس بابا پر از عكس دوستاشه عكسی هم از راحله ست
تو بغل باباشه با دیدن اون عكسا
زنده می شه،میمیره
با یاد اون قدیما
بابا زبون میگیره
قربون اون موقعا
قربون اون صفاتون
دست منم بگیرین
دلم تنگه براتون
از اون وقتی كه بابا
دچار این مرض شد
مامان چقدر پیر شده
بابا چقدر عوض شد
مامان گفته تو نماز برای بابات دعا كن
دستا تو بالا ببر
تقاضای شفا كن
دیشب توی نمازش واسه باباش دعا كرد
دستاشو بالا برد و
تقاضای شفا كرد
نماز چون تموم شد
دعا به آخر رسید
صدای گریه های مامان تو خونه پیچید دختركم كجایی؟
عمر بابا سر اومد
وقت یتیم داری و
غربت مادر اومد
دختركم كجایی؟
بابات شفا گرفته
رفیقاشو دیده و
ما رو گذاشته رفته
آی قصه قصه قصه
یه دستمال نشسته خون سرفه بابا
رو این پارچه نشسته
بعد شهادت او پارچه مال راحله است
دختری كه در پی شكستن فاصله است
كنار اسم بابا
زائركربلایی
یه چیز دیگه نوشتن
شهید شیمیایی



طبقه بندی: شعر، 
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
ابر برچسب ها
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ